ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

226

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و اختلاف ما بين قبايل خود مانند شما باشد . ما قبل از اين عده از مردم ده‌نشين را براى دفع شر شما مىگماشتيم كه آنها در قبال شما توانا و شايسته بودند . ايرانيان نميخواستند بلاد شما را غارت كنند و شما هم طمع بغارت ما نداشتيد . اگر غرور دامن شما را گرفته باشد مغرور نشويد و اگر مشقت و گرسنگى باعث اين گستاخى شده ما براى قوت ضرورى شما مبلغى مقرر مىداريم بزرگان شما را هم گرامى خواهيم داشت ، شما را رخت خواهيم داد و پادشاهى براى شما معين خواهيم كرد كه نسبت بشما مهربان خواهد بود . نمايندگان همه خاموش شدند ولى مغيره بن زراره در پاسخ پادشاه چنين گفت : اينها بزرگان و برگزيدگان قوم عرب هستند . اينها اشراف قوم هستند و از اشراف شما شرم دارند كه گستاخى كنند يا چيزى ناپسند بگويند . اشراف هم حق اشراف را خوب مىدانند و آنها را تعظيم و تكريم ميكنند . اينها هر چه دستور داشتند كه بگويند نگفته‌اند و هر چه پادشاه گفت پاسخ ندادند البته در اين رويه بسيار خوب كرده‌اند ( ادب را رعايت كردند ) الحق شايستهء آنها همين ادب و احترام بود كه نيكى در خور نيكان است . من مىگويم و از پادشاه ميخواهم كه به من پاسخ بدهد و آنها شاهد باشند ( نه گستاخ ) تا من بتوانم حق رسالت را ادا كنم . اكنون بدان . آنچه را در مشقت و بدبختى و گرسنگى عرب وصف نمودى چنين بود و بدتر از آن هم بود سپس مخاطب كه مغيره باشد تنگدستى و معيشت عرب را شرح داد و مانند گفتهء نعمان درباره بعثت پيغمبر سخن گفت كه عرب بجنگ مخالفين دين خود برخاسته مگر اينكه تسليم شوند يا جزيه بدهند يا آماده جنگ باشند و بعد از بيان مطالب خود خطاب بشاه كرده گفت : جزيه را قبول كن كه جزيه را با خضوع و خوارى بپردازى و گر نه كه ميان ما و تو شمشير است يا اينكه اسلام را اختيار كنى يزدگرد گفت : با چنين سخنى با من روبرو مىشوى ؟ مغيره گفت : من با كسى سخن مىگويم كه او